تبلیغات
تارنگار شخصی علی عبدلی - صحبت‌ رو در رو با علی عبدلی

برگی از دفتر نامداران تالش و تات

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

طبقه بندی

نویسندگان

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


تاریخ:یکشنبه 21 اردیبهشت 1393-04:48 ب.ظ

صحبت‌ رو در رو با علی عبدلی

گفتگوی‌ هلال‌ محمداف‌  با تات‌ و تالش‌شناس‌ ایرانی‌، علی‌ عبدلی‌

 چندی پیش یك‌ گروه‌ از خادمان‌ فرهنگ‌ در باكو گرد آمدند تا در سمینار زبان‌ وفرهنگ‌ تالش‌ شركت‌ نمایند. در شماره‌ 9 نشریه‌ صدای‌ تالش‌، اعضاء آن‌ گروه‌ به‌ اختصارمعرفی‌ شدند وبه‌ دنبال‌ آن‌ مطلب‌ دیگری‌ در همین‌ مورد در نشریه‌ (باكینسكی‌ رابوچینی‌)  درج‌گردید. در آن‌ زمان‌ ما موفق‌ نشدیم‌ كه‌ مردم‌ آذربایجان‌ را با مهمانان‌ ایرانی‌ خود آشنا نماییم‌ولی‌ اكنون‌ كه‌ انتشار دوره‌ جدید (صدای‌ تالش‌) آغاز شده‌ است‌. دكتر هلال‌ محمداف‌ متن‌مصاحبه‌ای‌ را كه‌ در آن‌ زمان‌ با دكتر علی‌ عبدلی‌ انجام‌ داده‌ بوده‌، در اختیار ما گذاشته‌ است‌ كه‌ذیلاً از نظرتان‌ می‌گذرد. سردبیر.

هـ.ل‌: آقای‌ عبدلی‌ ضمن‌ عرض‌ خیرمقدم‌ به‌ شما می‌خواهم‌ دقایقی‌ وقت‌تان‌ را بگیرم‌. برای‌ما جالب‌ خواهد بود كه‌ درباره‌ تاریخ‌، زبان‌ و فرهنگ‌ تالش‌ و آذربایجان‌ مطالبی‌ از زبان‌ شمابشنویم‌.

ع‌.ع‌: آذری‌ها (آتروپاتنایی‌ها) و ارانیان‌ و شیروانیان‌ برادران‌ تالشانند اینها در واقع‌ اعضاءیك‌ خانواده‌اند و در طول‌ تاریخ‌ سرنوشت‌ مشتركی‌ داشته‌اند. بین‌ زبان‌ و فرهنگشان‌ وجوه‌افتراق‌ چندانی‌ دیده‌ نمی‌شود. تحقیقات‌ انجام‌ شده‌ و مقایسه‌ زبانهای‌ قدیم‌ ایران‌ از جمله‌اوستایی‌ و پهلوی‌ با زبان‌ تالشی‌ و تاتی‌ نشان‌ می‌دهد كه‌ زبان‌ اوستایی‌ در بین‌ همة‌ زبانها وگویشهای‌ رایج‌ با زبان‌ تالشی‌ بیشترین‌ نزدیكی‌ را دارد. در مورد زبان‌ آذری‌ می‌توان‌ گفت‌ كه‌پیش‌ از ورود قبایل‌ سلجوقی‌ به‌ آذربایجان‌ (ماد آتروپاتن‌) تنها زبان‌ رایج‌ در آن‌ سرزمین‌ بوده‌تفاوت‌ بین‌ آذری‌ و تالشی‌ نیز پدیده‌ای‌ است‌ مربوط‌ به‌ زمانهایی‌ خیلی‌ پیشتر. این‌ دو اكنون‌ ازلحاظ‌ آوایی‌ و دستوری‌ با هم‌ تفاوتهای‌ محسوسی‌ پیدا كرده‌اند در دوران‌ طولانی‌ حاكمیت‌اشكانیان‌ و ساسانیان‌، اهالی‌ ماد آتروپاتن‌ نسبت‌ به‌ تالشان‌ بیشتر تحت‌ تأثیر زبانهای‌ پهلویك‌و پارسیك‌ قرار گر فتند. با توجه‌ به‌ این‌ كه‌ علارغم‌ نظریه‌ غالب‌ كه‌ زبان‌ پهلوی‌ را به‌ علت‌ این‌كه‌ زبان‌ پارتی‌ها بوده‌ به‌ شرق‌ ایران‌ منسوب‌ می‌نمایند، به‌ نظر من‌ باید قبل‌ از هر چیز از تخلیط‌زبانهای‌ پارسیك‌ با پهلوی‌ جداً پرهیز كرد و همچنین‌ فرقی‌ بین‌ پارتی‌ و پهلوی‌ قایل‌ نشد و آن‌را زبانی‌ از گروه‌ غربی‌ ایران‌ به‌ شمار آورد. چنان‌ كه‌ از گفته‌ ابن‌ مقفع‌ نیز برمی‌آید، پهلوی‌نام‌مشهوری‌ بوده‌ برای‌ گروهی‌ از گویشهای‌ غربی‌ ایران‌ - از قفقاز تا زاگرس‌ علیا و نهاوند كه‌تالشی‌ و تاتی‌ شمال‌ غرب‌ و آذری‌ نیز ازآن‌ جمله‌اند.

سیداحمد كسروی‌ كه‌ لهجه‌های‌ بازمانده‌ از زبان‌ كهن‌ آذربایحان‌را كه‌ تاتی‌ هم‌ خوانده‌ می‌شوند به‌ عنوان‌ زبان‌ آذری‌ شناسانده‌ است‌ كه‌ البته‌ این‌ لفظ‌ در گذشته‌هم‌ به‌ تعبیری‌ گاه‌ متفاوت‌ مصطلح‌ بوده‌. در مورد زبان‌ آذربایجان‌ اندیشمندان‌ دیگری‌ اعم‌ ازایرانی‌ و خارجی‌ تحقیق‌ كرده‌اند كه‌ در بین‌ ایرانیان‌ احسان‌ یارشاطر، ادیب‌ توسی‌، عبدالعلی‌كارنگ‌، یحیی‌' ذكاء منوچهر مرتضوی‌ زحمات‌ فراوانی‌ كشیده‌ و راه‌ محققان‌ بعدی‌ را بازكرده‌اند. عموم‌ پژوهشگران‌ رواج‌ دنباله‌ زبان‌ آذری‌ را در نقاط‌ فراوانی‌ كه‌ زمانی‌ جزو قلمرو مادآتروپاتن‌ بوده‌ تأیید می‌كنند. از جمله‌ آن‌ نقاط‌ عبارت‌ است‌ از تاكستان‌ و شال‌ و اسفرورین‌ وچند آبادی‌ دیگر در قزوین‌، زنوز، حسنوگلین‌ قیه‌ در مرند، اسكستان‌، اسبو، درو، كلور، شال‌، دیز،لرد، كرین‌، گلوزان‌، گیلوان‌، علاءالدین‌ و كجل‌ در خلخال‌ ، هرزند و چند روستای دیگر در ارسباران و چند روستا در رودبار گیلان‌.

هـ.م‌: به‌ عقیده‌ عده‌ای‌ از دانشمندان‌ كلمه‌ (تات‌) نامی‌ است‌ كه‌ به‌ ایرانی‌ زبانهای‌ غیرترك‌اطلاق‌ شده‌ است‌. به‌ نظر من‌ درگذشته‌های‌ بسیار دور طوایفی‌ تركی‌ زبان‌ در آلبانیا و آذربایجان‌جنوبی‌ ساكن‌ بودند و آن‌ها اهالی‌ غیرترك‌ را تات‌ می‌نامیدند. همچنین‌ این‌ نكته‌ را یادآورمی‌شوم‌ كه‌ به‌ نظر بسیاری‌ از دانشمندان‌، از جمله‌ كسروی‌ و هنینگ‌ و میللر و ایقرار علی‌اف‌،زبان‌ تالشی‌ یادگار زبان‌ قدیم‌ آذربایجان‌ می‌باشد. آیا در این‌ موارد شما اختلاف‌ نظری‌ دارید؟

ع‌.ع‌: آنها درست‌ گفته‌اند. همانطور كه‌ پیشتر گفتیم‌ تالشی‌ و تاتی‌ و آذری‌ یك‌ رشتة‌ زبانی‌را تشكیل‌ می‌دهند و به‌ منشأ واحدی‌ تعلق‌ دارند. اختلافات‌ كنونی‌ آنها نیز آنقدر نیست‌ كه‌بتوان‌ هر یك‌ را زبانی‌ متفاوت‌ از دیگری‌ به‌ شمار آورد. در ملاقاتی‌ با پرفسور ایقرار علی‌ اف‌كه‌ برایم‌ حادثه‌ مهمی‌ تلقی‌ می‌شود، در این‌ زمینه‌ مفصلا با هم‌ صحبت‌ كردیم‌. اتفاق‌ نظری‌ كه‌ دراغلب‌ جوانب‌ موضوع‌ با هم‌ داشتیم‌ برایم‌ بسیار جالب‌ بود. اما در مورد نظر شما كه‌ گفتید درگذشته‌های‌ بسیار دور طوایفی‌ ترك‌ در آلبانیا و آذربایجان‌ جنوبی‌ ساكن‌ بودند، باید بگویم‌ آن‌گذشته‌ بسیار دور برایم‌ تا حدود سده‌ پنجم‌ هجری‌ قابل‌ قبول‌ است‌. پیش‌ از آن‌ در دوران‌ساسانیان‌ تهاجمهایی‌ به‌ وسیله‌ هونها از جانب‌ شمال‌ به‌ قفقاز صورت‌ گرفته‌ و پس از آنها نیز خزر ها بر حوزه قفقاز چیرگی یافته و مدتی در آنجا فرمانروایی كرده اند ولی‌ بعد تحلیل رفته اند . به هر حال رواج زبان تركی  در اراضی‌ جنوب‌ قفقاز پدیده ای جدید است و به تاریخ هجوم خزر ها و سلجوقیان و مغولها به ایران و غرب دریای كاسپین مرتبط می شود.

شما از بوریس‌ و سوولوویچ‌ میللر یاد كردید. من‌ می‌خواهم‌ با استفاده‌ ازاین‌ فرصت‌، نسبت‌به‌ او ادای‌ احترام‌ نمایم‌. تحقیقات‌ بسیار ارزشمند این‌ دانشمند در زمینه‌ زبان‌ تالشی‌ در كشورما با وجودیكه‌ هنوز ترجمه‌ نشده‌ است‌، شهرت‌ فراوانی‌ دارد. این‌ شخص‌ به‌ گردن‌تالشان‌ حق‌زیادی‌ دارد. به‌ محققان‌ جوان‌ شما توصیه‌ می‌كنم‌ كه‌ تألیفات‌ این‌ دانشمند را بیشتر مورد توجه‌قرار دهند.

هـ.م‌:دكتر عبدلی‌ پیشتر اشاره‌ كردید كه‌ در مورد لهجه‌های‌ تالشی‌ تحقیقاتی‌ انجام‌ داده‌اید.پرفسور ب‌. و. میللر نیز كه‌ چنین‌ تحقیقاتی‌ انجام‌ داده‌ است‌ زبان‌ طایفه‌ (چراج‌) را كه‌ بیشتر درروستای‌ (سَرَك‌) آستارا ساكنند، از جملة‌ لهجه‌های‌ تالشی‌ به‌ شمار آورده‌ است‌. اما من‌ كه‌درباره‌ چراجها و زبان‌ آنها مقالاتی‌ را در نشریات‌ آذربایجان‌ و مسكو منتشر كرده‌ام‌، به‌ استنادتحقیقات‌ موسی‌ رضامیرزایف‌ به‌ این‌ نتیجه‌ رسیده‌ام‌ كه‌ چراجها غیر از تالشانی‌ هستند كه‌ درسالهای‌ آغاز سده‌ نوزدهم‌ میلادی‌ از نواحی‌ اسالم‌ و تالشدولای‌ ایران‌ به‌ این‌ سوی‌ آستاراچای‌كوچیده‌اند و تالشسی‌ زبانهای‌ اینجا آنها را (چَه‌ روژ) یعنی‌ (آن‌ طرفی‌) نامیده‌اند - توضیح‌اینكه‌ چراجها در روستاهای‌ (نیسویَه‌ دی‌) لریك‌ و روستای‌ (بورجَلی‌ كند) لنكران‌ نیز سكونت‌دارند - اما ضمن‌ صحبت‌ خصوصی‌ با شما در نظر قبلی‌ خود شك‌ كرده‌ام‌. خواهشمندم‌ در این‌باره‌ اطلاعات‌ بیشتری‌ در اختیار ما قرار دهید.

ع‌.ع‌: من‌ در فرهنگی‌ تطبیقی‌ كه‌ برای‌ چاپ‌ آماده‌ می‌كنم‌ تعدادی‌ از لهجه‌های‌ تالشی‌ رامقایسه‌ نموده‌ و در مقابل‌ تعدادی‌ از لهجه‌های‌ تاتی‌ و همچنین‌ آذری‌ قدیم‌ قرار داده‌ام‌ و ضمن‌آن‌ به‌ اثبات‌ رسانده‌ام‌ زبانی‌ كه‌ امروز در ایران‌ به‌ نام‌ تاتی‌ رایج‌ است‌ و با تاتی‌ كشور شماتفاوت‌ اساسی‌ دارد، زمانی‌ سراسربخش‌ شرقی‌ ماد آتروپاتن‌ را فرا می‌گرفته‌ و آن‌ زبان‌ با تالشی‌دو لهجه‌ از زبان‌ واحدی‌ بودند. آنچه‌ را هم‌ كه‌ امروز به‌ عنوان‌ اسالمی‌ و تالشدولایی‌ و لریكی‌ وچراجی‌ و غیرو شناخته‌ می‌شوند همه‌ تالشی‌ هستند و با وجود اختلاف‌ آوایی‌ و دستوری‌ كه‌ باهم‌ دارند، اجزای‌ بی‌واسطه‌ یك‌ زبان‌ می‌باشند. چراج‌ یا چَه‌ روژ هم‌ به‌ معنی‌ آن‌ طرفی‌ یا آن‌سوی‌ رودخانه‌ای‌ نیست‌. بلكه‌ نام‌ طایفه‌ای‌ مشهور است‌ كه‌ در حومه‌ پره‌سر شهرستان‌ تالش‌زندگی‌ می‌كند و من‌ راجع‌ به‌ آن‌ در كتاب‌ دیگرم‌ به‌ نام‌ (نگاهی‌ به‌ جامعه‌ عشایری‌ تالش‌)اطلاعات‌ قابل‌ توجهی‌ ارایه‌ كرده‌ام‌. بی‌تردید چراجهای‌ جمهوری‌ آذربایجان‌ خانواده‌هایی‌ ازآن‌ طایفه‌ می‌باشند. اما آیا آنها در آغاز سده‌ نوزدهم‌ ایران‌ را ترك‌ كرده‌اند یا دیرتر وزودتر،فعلا نمی‌توانم‌ چیزی‌ به‌ شما بگویم‌، چون‌ در این‌ مورد سند و منبعی‌ كه‌ بتوانم‌ به‌ آن‌استناد كنم‌، نمی‌شناسم‌. به‌ نظر می‌رسد كه‌ تاریخ‌ مهاجرت‌ این‌ خانواده‌ها در زمان‌ جنگهای‌روسیه‌ علیه‌ ایران‌ اتفاق‌ افتاده‌ باشد.

هـ.م‌: بله‌. همانطور كه‌ می‌بینیم‌ اختلاف‌ لهجه‌ در تركی‌ هم‌ وجود دارد به‌ طور مثال‌ تفاوت‌بین‌ تركی‌ آذری‌ با تركی‌ تركیه‌ و تركمنستان‌ و غیره‌. اما موضوع‌ دیگری‌ كه‌ می‌خواهم‌ از شمابپرسم‌ این‌ است‌ كه‌ با توجه‌ به‌ این‌ كه‌ دست‌ كم‌ تا سده‌های‌ 15 - 14 م‌ زبان‌ ا صلی‌ مردم‌آذربایجان‌ گونه‌ای‌ از تاتی‌ كنونی‌ بوده‌، آیا می‌توان‌ ادعا كرد كه‌ زبان‌ برخی‌ از مفاخر فرهنگی‌ وتاریخی‌ آذربایجانیان‌ مثلا بابك‌ خرم‌دین‌ و شیخ‌ صفی‌ آذری‌ (تاتی‌) بوده‌؟

ع‌.ع‌: قطعاً بلی‌. خصوصاً در مورد بابك‌ و حتی‌ قهرمان‌ نیمه‌ افسانه‌ای‌ (روشن‌) كه‌ تركان‌ آن‌را به‌ نام‌ اهانت‌آمیز (كوراوغلی‌ = پسركور) می‌خوانند، می‌توان‌ ادعا كرد. بابك‌ در ادبیات‌تاریخی‌ ایران‌ حضور گسترده‌ای‌ دارد. پژوهشگران‌ معاصر ایران‌ از جمله‌ سعید نفیسی‌ ومصطفی‌ رحیمی‌ و رحیم‌ رئیس‌ نیا نیز درباره‌ او تحقیقات‌  ارزنده‌ای‌ انجام‌ داده‌اند و در مجموع‌از این‌ كه‌ بابك‌ ایرانی‌ و نژاده‌ و پاسدار هویت‌ ملی‌ خود بوده‌ جای‌ هیچ‌ تردیدی‌ برای‌ مانگذاشته‌اند. پس‌ بعید به‌ نظر می‌رسد كه‌ زبان‌ چنان‌ شخصیتی‌ غیر ایرانی‌ و غیر آذری‌ بوده‌ باشد.ناگفته‌ نماند كه‌ تاریخ‌ نویسان‌ درباری‌ و متعصب‌ قدیم‌ چهره‌ بابك‌ را به‌ حشو و غش‌ فراوان‌آلوده‌اند و كاری‌ كرده‌اند كه‌ هنوز كسانی‌ بسیار امیران‌ فاسد و دست‌ نشاندگان‌ را بر او ترجیح‌می‌دهند.

در مورد دیگر شخصیت‌ها نیز پاسخ‌ تقریباً همان‌ است‌ كه‌ در مورد بابك‌ داده‌ شده‌ شما اگرهمان‌ كتاب‌ (زبان‌ آذری‌) احمد كسروی‌ را ملاحظه‌ بكنید خواهید دید كه‌ زبان‌ اصلی‌ شیخ‌ صفی‌و بسیاری‌ دیگر از مشایخ‌ مشهور آذربایجان‌ و همچنین‌ زبان‌ اصلی‌ شاعرانی‌ مانند نظامی كنجوی ، شمس‌ مغربی‌،بدر شیروانی‌، قطران‌ تبریزی‌ آذری‌ یا تاتی‌ بوده‌. زبان‌ مرشد شیخ‌ صفی‌ یعنی‌ شیخ‌ زاهد گیلانی‌تالشی‌ بوده‌ و الی‌' آخر...

هـ.م‌: در مورد اصل‌ و معنی‌ نام‌ تالش‌ نظر شما چیست‌.

ع‌.ع‌: من‌ در این‌ مورد مطالب‌ زیادی‌ گفته‌ و نوشته‌ام‌. خصوصاً در تألیف‌ جدیدم‌ (تاریخ‌كادوسان‌) آنچه‌ را كه‌ می‌بایست‌، شرح‌ داده‌ام‌ لذا مرور  ورود مجدد این‌ بحث‌ برایم‌ كمی‌ مشكل‌ است‌ولی‌ به‌ طور خلاصه‌ می‌توانم‌ بگویم‌ (تالش‌) به‌ گویش‌ ما و (تولش‌) به‌ گویش‌ شما یك‌ كلمه‌اتنومیك‌ است‌. بی‌تردید همانی‌ كه‌ در منابع‌ یونان‌ باستان‌ به‌ صورت‌ (كادوس‌) در منابع‌ ارمنی‌(كاتیش‌) آمده‌ و به‌ احتمال‌ زیاد همان‌ (ثاتاگوش‌) و یا (تاتاگوش‌) كتیبه‌های‌ هخامنشی‌ ست‌ درسده‌ نخستین‌ اسلامی‌ نویسندگان‌ عرب‌ و حتی‌ ایرانی‌ آن‌ را طیلسان‌ خوانده‌اند و برای‌ نخستین‌بار در منابع‌ عهد مغولان‌ مثلا در تاریخ‌ الجایتو و تاریخ‌ غازانی‌ به‌ همان‌ صورت‌ اصلی‌ یعنی‌(تالش‌) آمده‌ است‌.

هـ.م‌: پس‌ از چاپ‌ شرح‌ حال‌ مختصر شما در مطبوعات‌ جمهوری‌ آذربایجان‌ همه‌ شگفت‌زده‌ می‌پرسند كه‌ شما با وجود داشتن‌ حدود چهل‌ سال‌ چگونه‌ توانسته‌اید بدون‌ بهرمندی‌ ازحداقل‌ شرایط‌ مساعد و امكانات‌ لازم‌ این‌ همه‌ كار در زمینه‌ تاریخ‌، فرهنگ‌ و جامعه‌ تالش‌ وتات‌ انجام‌ دهید. چندین‌ جلد كتاب‌ منشتر شده‌، ده‌ها مقاله‌ پژوهشی‌، نویسندگی‌ حدود یكصدبرنامه‌ رادیویی‌، نویسندگی‌ و تحقیق‌ پنج‌ فیلم‌ مستند و داستانی‌، فعالیتهای‌ ژورنالیستی‌ و...بفرمایید چه‌ انگیزه‌ای‌ موجب‌ این‌ همه‌ شوق‌ و پشتكار شما شده‌ است‌.

ع‌.ع‌: من‌ كار چندان‌ زیادی‌ هم‌ انجام‌ نداده‌ام‌. كسانی‌ را می‌شناسم‌ كه‌ در شرایط‌ سنی‌ من‌خدمات‌ علمی‌ و فرهنگی‌ به‌ مراتب‌ مهم‌تری‌ انجام‌ داده‌اند. اگر امتیازی‌ به‌ دست‌ آورده‌ باشم‌بیشتر به‌ خاطر این‌ است‌ كه‌ از ابتدا تالش‌ را انتخاب‌ كرده‌ام‌. كار من‌ تلاشی‌ ست‌ برای‌ احیاءهویت‌ فرهنگی‌ قومی‌ ‌ باتاریخی‌ بسیاركهن‌ وصاحب‌ فرهنگ‌ ومدنیتی‌ غنی‌ وناشناخته‌و این‌ كار برای‌ كسانی‌ مثل‌ من‌ كه‌ عشق‌ خدمت‌ به‌ فرهنگ‌ میهن‌ خود را دارند یك‌ وظیفه‌ است‌.در جایی‌ كه‌ عشق‌ خدمت‌ باشد شور و شوق‌ هم‌ هست‌. انگیزه‌ هم‌ هست‌.

هـ.م‌: دكتر عبدلی‌ آخرین‌ سئوالم‌ این‌ است‌ كه‌ دیدار با اهل‌ هنر و اندیشه‌ باكو و لنكران‌ وآستارا چه‌ تأثیری‌ بر شما گذاشت‌.

ع‌.ع‌: در باكو و لنكران با  گروه زیادی از دانشمندان‌، هنرمندان‌ و اهل‌ قلم‌ تالش دیدار داشتم ازجمله چهره های برجسته ای مانند : رئیس‌ انیستیتوی‌ تاریخ‌آكادمی‌ علوم‌ پرفسور ایقرار علی‌اف‌، رئیس‌ آكادمی‌ ملی‌ و مركز آفرینشهای‌ علمی‌ و هنری‌آذربایجان‌ پرفسور نظامی‌ سلیمانوف‌، صدر شورای‌ روحانیت‌ قفقاز حجت‌ الاسلام‌ الله‌ شكورپاشازاده‌، پرفسور برات‌ قاسموف‌ در لنكران‌، فرماندار آستارا و دیگر شخصیت‌ها كه‌ از جمله‌خادمان‌ عرصه‌ هنر و فرهنگ‌ به‌ شمار می‌آیند و محبت‌ هایی‌ كه‌ از جانب‌ آنها شامل‌ حالم‌گردید، از از بهترین‌ خاطرات‌ زندگی‌ام‌ خواهد بود. امیدوارم‌ این‌ روابط‌ و دیدارها به‌ همت‌مسئولین‌ ذی‌ ربط‌ كشورهای‌ ما به‌ سهولت‌ هرچه‌ بیشتر استمرار پیدا كند و ما بتوانیم‌ از وجوددانشمندان‌ و هنرمندان‌ شما در ایران‌ هم‌ بهره‌ ببریم‌.

از بابت‌ اعطاء دكترای‌ افتخاری‌ به‌ اینجانب‌ از جامعه‌ علمی‌ و دانشگاهی‌ جمهوری‌آذربایجان‌ خصوصا هیئت‌ رئیسه‌ محترم‌ آكادمی‌ ملی‌ و صدر آن‌ جناب‌ نظامی‌ سلیمانوف‌صمیمانه‌ سپاسگزارم‌.

 هـ.م‌: ما هم‌ از شما سپاسگذاریم‌.

منبع : mamedov,hilal,tolishisado qazeti,no.12,il:yanvar1993




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : گفتگوها 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر